جمال رضايى
474
بيرجندنامه ( فارسى )
اهميّت آن واقعه جانسوز « روضه » اى را شروع مىكرد . در وقتى كه اين عالم بزرگ روضه را ادامه مىداد يك و گاهى دو نفر از روحانيان جوان و يا روضهخوانهاى معروف پاى منبر يا روى پلههاى پايين آن مىايستادند و او را يارى مىكردند در اين هنگام عزادارى به اوج خود مىرسيد . گاهى يكى از مردان شروع به « چاووش » خواندن مىكرد و هركس به هر نحوى مىتوانست يا مقتضى مىديد در گرم كردن مجلس مىكوشيد . اين مجلس كه تمام مىشد دستههاى عزادار و مردم سوگوار به سوى « قتلگاه » به راه مىافتادند . در گورستان بسيار قديمى شرقى شهر كه به ميدان مقابل پادگان نظامى منتهى مىشد زمين نسبتا وسيعى بود كه مراسم مربوط به « قتلگاه » در آنجا برگزار مىشد ولى بعدها كه اندك اندك اين زمين جزء معمورهء شهر شد انتهاى غربى « رود » را - در نزديكىهاى قلعهء پايين شهر - كه مسيل وسيعتر و بستر آن گستردهتر مىشد به اين منظور اختصاص دادند . هنگامى كه اين خيل يا بهتر بگويم « سيل » جمعيت به طرف قتلگاه راه مىافتاد در طول راه عدّهاى از مردم با ظرفهاى شربت و برخى با مشكهاى آب شيرين سرد از عزاداران پذيرايى مىكردند و با گفتن « بنوش به ياد حسين » مردم را به نوشيدن شربت يا آب شيرين سرد دعوت مىنمودند . برخى نيز كيسههاى كاه و ظرفهاى پر از خاكستر در دست داشتند كه آنها را بر سر و روى عزاداران مىريختند . در هنگام رفتن مردم و دستهها از حسينيّه شوكتيّه به قتلگاه بيشتر اوقات نظم دسته به هم مىخورد بخصوص در نزديكىهاى قتلگاه كه همه با شتاب و حتى با دو درحالى كه با دست و زنجير به سر و سينه و پشت خود مىزدند مىشتافتند . در اين نقطه - با آنكه قمه زدن قدغن بود - گاهى افرادى تحت تأثير احساسات قمه مىزدند ، اين اعمال چنان صميمانه و صادقانه و مهيّج بود كه برخى از حال مىرفتند و « غش » مىكردند . در قتلگاه اشعار و نوحههاى خاصّى خوانده مىشد و پس از آن ماهيچهها ، پنجهها ، قبّهها و تيغهاى سرهاى علمها را آويزان مىكردند و به اصطلاح « تيغ مىافتاد » و سرانجام زيارت عاشورا توسّط يكى از روحانيان خوانده مىشد و ختم مراسم ظهر عاشورا اعلام مىگرديد و مردم پراكنده مىشدند و به خانههاى خود مىرفتند ولى عزادارى حضرت سيّد الشهدا ( ع ) پايان نمىيافت و عصر و شب آن روز ( شب يازدهم ) مراسمى خاص خود داشت كه به نام « شام غريبان » خوانده مىشد و مىشود و روضهخوانى نيز در بعضى حسينيّهها تا دوازدهم ( سوّم امام ) ادامه داشت . در روزهاى تاسوعا و عاشورا - حتّى روز هشتم - برخى از توانگران بسيارى از بينوايان و مستمندان و مردم را اطعام مىنمودند ، اينان كسانى بودند كه يا موقوفهاى براى اين منظور در اختيار داشتند و طبق « جعل واقف » عمل مىنمودند و يا نذرى كرده بودند و برآورده شده بود و